پررنگ ترین کلمه ای که در ذهنم نقش بسته ، دلتنگی است. اشتباه است که فکر کنم چون دلگیرم ، احساس دلتنگی هم به سراغم می آید. چرا که انسان ها اغلب دلگیری را با دلتنگی اشتباه می گیرند. اما من تفاوت این دو را خوب می دانم .گاه برای اینکه از این دلتنگی رها شوم هیچ چاره ای نمی بینم. این همان چیزیست که در من رخنه کرده و آهسته تمام وجودم را فراگرفته است. کسی هست که معنای دلتنگی را بهتر از من بفهمد؟ کیست که بداند دلتنگی چیست؟ از خود پرسیده باشد که دلتنگِ چیست و در همان حال که به این موضوع فکر می کند، رویاهایش سر باز کند، بغض گلویش را بفشارد و اشک در چشمانش جمع شود و با این حال باز هم بپرسد که دلتنگی همین است؟ نه، دلتنگی چیزی بیش تر از بغض و اشک می تواند باشد. دلتنگی ای نهفته در اعماق وجود آدمی...+ شرح باز شدن رویا شاید برای بعد...
برچسب:
نویسنده: علی موسوی
تاريخ: چهارشنبه
26 بهمن
1401 ساعت: 15:26